![]() سلام. من یه دفتری دارم که هر وقت مطلب یا شعر قشنگی رو می بینم بلافاصله توش می نویسم. حالا تصمیم گرفتم یه دفتر آنلاین بسازم تا دیگران هم بتونند ازش استفاده کنند.البته بعضي وقتها مقالاتي هم مينويسم.گاهي هم كتابي رو معرفي ميكنم....زندگينامه بعضي شاعران و نويسندگان رو هم در اين وبلاگ ميتونيد ببينيد. در ضمن هر کس که دوست داشته باشه می تونه با من در نوشتن این دفتر همکاری کنه. باتشکر کیوان
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 جستجو
پیوندها
براي دوستداران كوروش كبير
ميراث فرهنگي ايران اشعار آقاي هالو كارگاه نويسندگي عشق ماشين ادبيات محبان صاحب الزمان عكس عكس عكس (شايان) پارسه :::كوروش كبير::: آریا ادیب جمله های ادبی تاريك روشن مهدي اخوان ثالث شعر و ادبيات فارسي كانون ادبيات ايران کتاب و کتابخوانی سالهای ربوده شده (Elham) pendare nik gomnam داستانهای تخیلی من و اژدها آمار خود را تا99 برابر افزايش دهيد ایران سهراب گروه ادبیات بندپی غربی اختر آسمان ادب پارسی نظرات جوان بهائي:گامي در راه اخلاق ادبکده:بانک ادبیات پارسی سایت رسمی دفتر هدایت صادق هدایت شهد شیرین سخن ::درخشش پارسی:: خانه ي نقد دستنوشته های یک مانی کانون ادبی باران پاره پاره طنز و كنايه *اولین وبلاگ موج کره ای و بازیگران کره ای* سايت بيدل دهلوي :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
RSS
|
شعر و ادبیات پارسی
..........
مرد همسایه مان دیشب مرد و چه غریب مرد.هنوز یک هفته نمیشود که به این شهر کوچک آمده اند. و من در حیاط مشغول غوره شستن هستم تا در سال آینده اگر خواستم سالاد بخورم حتما آبغوره داشته باشم.خنده ام می گیرد.مسخره است.صدای ضجه های دختر همسایه را میشنوم و در فکر آینده هستم... دختر همسایه طوری فریاد می زند که سنگ آب میشود:_ بابایغریبم...بابام غریب مرد... درحالی که غوره های شسته شده را در سبد می ریزم،زیر لب میگویم:_همه ما غریبیم.... |+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در شنبه 8 تیر1387 ساعت 12:20
باغ ارواح:داستانی از ویرجینیا ولف
درباره ويرجينيا وولف:
" ويرجينيا وولف" به سال 1882 در لندن به دنيا آمد. پدرش "لسلي استفن" مردي اشرافزاده و اديب و همسرش، "لئورنارد وولف" روزنامه نگار و ناشر بود. هنگامي كه بست و چهار ساله بود نخستين كتابش انتشار يافت.داستانهاي او كه با نثري سنگين و اسلوبي فاخر نوشته شده اند بيشتر نشان دهنده احساسات رقيق و حالات ذهني و ظريف شخصيتهاي آثار اويند .حادثه در داستانهاي او ساده و كم فراز و نشيب است. . " وولف " شايد يكي از اولين نويسندگاني باشد كه در داستانهاي خود حوادث را نه بدان صورتي كه اتفاق مي افتند، بلكه بريده بريده و به شكل يك جريان ذهني نامنظم از زبان يكي از قهرمانان كتاب بازگو مي كند، شيوه اي كه بعد از او به دست " جيمز جويس" در كتاب "اوليس" و در آثار فاكنر به حد كمال رسيد. وولف" در زندگي اش از نوعي بيماري رواني و افسردگي روحي رنج مي برد و چون به "آب" عشق و دلبستگي فراواني داشت روز 28 مارس 1941 خود را به دريا انداخت و خود كشي كرد. از او فقط يك مجموعه داستان كوتاه باقي مانده است كه جندين بار و با اسامي مختلف به چاپ رسيده است. آثار مهمش عبارتند از: سفر خارج، دوشنبه و سه شنبه، اطاق جاكوب، خانم دالووي، فانوس دريايي، اورلاندو، امواج، بين پرده ها و ... ![]() ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 9:58
|