تبليغاتX
شعر و ادبیات پارسی
شعر و ادبیات پارسی
..........

مرد همسایه مان دیشب مرد و چه غریب مرد.هنوز یک هفته نمیشود که

به این شهر کوچک آمده اند.

و من در حیاط مشغول غوره شستن هستم تا در سال آینده اگر خواستم

سالاد بخورم حتما آبغوره داشته باشم.خنده ام می گیرد.مسخره

است.صدای ضجه های دختر همسایه را میشنوم و در فکر آینده هستم...

دختر همسایه طوری فریاد می زند که سنگ آب میشود:_ بابای

غریبم...بابام غریب مرد...

درحالی که غوره های شسته شده را در سبد می ریزم،زیر لب

میگویم:_همه ما غریبیم....

|+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در شنبه 8 تیر1387 ساعت 12:20 |

باغ ارواح:داستانی از ویرجینیا ولف
درباره ويرجينيا وولف:
" ويرجينيا وولف" به سال 1882 در لندن به دنيا آمد. پدرش "لسلي استفن" مردي اشرافزاده و اديب و همسرش، "لئورنارد وولف" روزنامه نگار و ناشر بود. هنگامي كه بست و چهار ساله بود نخستين كتابش انتشار يافت.داستانهاي او كه با نثري سنگين و اسلوبي فاخر نوشته شده اند بيشتر نشان دهنده احساسات رقيق و حالات ذهني و ظريف شخصيتهاي آثار اويند .حادثه در داستانهاي او ساده و كم فراز و نشيب است. . " وولف " شايد يكي از اولين نويسندگاني باشد كه در داستانهاي خود حوادث را نه بدان صورتي كه اتفاق مي افتند، بلكه بريده بريده و به شكل يك جريان ذهني نامنظم از زبان يكي از قهرمانان كتاب بازگو مي كند، شيوه اي كه بعد از او به دست " جيمز جويس" در كتاب "اوليس" و در آثار فاكنر به حد كمال رسيد.
وولف" در زندگي اش از نوعي بيماري رواني و افسردگي روحي رنج مي برد و چون به "آب" عشق و دلبستگي فراواني داشت روز 28 مارس 1941 خود را به دريا انداخت و خود كشي كرد. از او فقط يك مجموعه داستان كوتاه باقي مانده است كه جندين بار و با اسامي مختلف به چاپ رسيده است.
آثار مهمش عبارتند از: سفر خارج، دوشنبه و سه شنبه، اطاق جاكوب، خانم دالووي، فانوس دريايي، اورلاندو، امواج، بين پرده ها و ...
                                          
wolf
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در یکشنبه 2 تیر1387 ساعت 9:58 |