تبليغاتX
شعر و ادبیات پارسی
شعر و ادبیات پارسی
دیوان حافظ شیرازی در تلفن همراه

نسخه جدید از دیوان حافظ شیرازی با توانائی نمایش فارسی حتی در گوشی هائی که از زبان فارسی پشتیبانی نمیکنند. این دیوان شامل 495 غزل میباشد همچنین برنامه این امکان را به شما میدهد تا به مشاهده غزلیات پرداخته و با وارد کردن شماره مشخص به مشاهده غزل مورد نظر بپردازید ، از امکانات جالب این برنامه میتوان به گرفتن فال حافظ اشاره کرد. این برنامه با فرمت جاوا می باشد و بر روی اکثر گوشی هایی که جاوا را پشتیبانی میکنند قابل نصب است...


لینک مستقیم:دانلود کنید

رمز فايل: www.bbjoon.com

منبع : بی بی جون

و هیجان

 

 

|+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در جمعه 30 فروردین1387 ساعت 6:0 |

دانلود اشعار سهراب سپهری بر روی کلیه گوشیها
این برنامه تحت جاواست .حجم برنامه هم خیلی کمه.

sohrab

   دانلود مستقیم با حجم 125 کیلو بایت

 

 

|+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در پنجشنبه 22 فروردین1387 ساعت 19:36 |

گزينه اشعار قيصر امين پور به زبان ارمني منتشر شد
رايزني فرهنگي ايران در ارمنستان کتاب "گزينه اشعار" قيصر امين پور را به زبان ارمني ترجمه و منتشر کرد.روابط عمومي سازمان فرهنگ‌و ارتباطات اسلامي اعلام کرد، اين کتاب 96 صفحه اي (شامل 54 شعر) توسط "ادوارد حق ورديان" ترجمه شده است.

aminpoor

رضا عطوفي رايزن فرهنگي ايران در مقدمه اي بر کتاب آورده است: "زماني که مراسم نکوداشت مرحوم دکتر قيصر امين پور را در محل کانون نويسندگان ارمنستان با همکاري دوست خوبم آقاي لئون آنانيان رياست کانون نويسندگان ارمنستان برگزار کرديم در پايان برنامه قول دادم که به زودي کتاب گزينه اشعار مرحوم قيصر امين پور را به زبان ارمني در ارمنستان منتشر نمائيم و اکنون خرسندم که اين مهم به خوبي انجام پذيرفت. بدون ترديد نام مرحوم امين پور به عنوان «شاعر انقلاب اسلامي» ثبت و جاودان گرديده است... امين پور رسالت عظيم فرهنگي انقلاب اسلامي را به خوبي درک کرده بود و در راستاي آن تلاش کرد و به همين جهت در رديف يکي از مهم ترين گروه از اديبان انقلاب اسلامي است که پديدآورنده ادبيات غني انقلاب اسلامي هستند."

|+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت 23:52 |

صمد بهرنگی که بود؟

بهرنگي:

آيا نبايد به كودك بگوييم كه در مملكت تو هستند بچه‌هايي كه رنگ گوشت و حتي پنير را ماه به ماه و سال به سال نمي‌بينند چرا كه عدهء قليلي مي‌خواهند هميشه «غاز سرخ كرده در شراب» سر سفره شان باشد. آيا نبايد به كودك بگوييم كه بيشتر از نصف مردم جهان گرسنه اند و چرا گرسنه اند و راه برانداختن گرسنگي چيست؟ آيا نبايد درك علمي و درستي از تاريخ و تكامل اجتماعات انساني به كودك بدهيم؟ چرا بايد بچه هاي شسته و رفته و بي‌لك و پيس و بي سر و صدا و مطيع تربيت كنيم؟

********

مرگ خيلي آسان مي‌تواند الان به سراغ من بيايد، اما من تا مي‌توانم زندگي كنم نبايد به پيشواز مرگ بروم. البته اگر يك وقتي ناچار با مرگ روبرو شدم، كه مي‌شوم، مهم نيست، مهم اينست كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد...

ماهي سياه كوچولو – صمد بهرنگي

 

 samad behrangi

نظر بزرگان ادب پارسی در مورد صمد بهرنگی

 

داكتر غلام حسين ساعدي:
صمد بهرنگي تاريخ تولد و تاريخ مرگ ندارد، براي او نمي‌شود شرح احوال و تراجم ترتيب داد. مرگ او آنقدر باورنكردني است كه زندگيش بود و زندگيش هميشه آن چنان آميخته با هيجان بود كه بي‌شباهت به يك افسانه نبود. يك معلم بود اگرچه تبعيدﻯ روستاها ولي عاشق روستاها.... آزمون تنها معيار زندگيش بود.... شاهكار  او زندگيش بود.

بعد از چاپ هر كتاب، هزاران هزار نامه از بچه‌ها به او مي‌رسيد و او براﻯ همه جواب مي‌نوشت، و چه حوصله غريبي در اين كار داشت و جيب هايش هميشه پر بود از نامه‌هايي كه بچه ها برايش نوشته بودند.

احمد شاملو:
... آنچه مرگ صمد را تلخ‌تر مي‌كند از دست رفتن موجودﻯ يگانه است: مرگي كه به راستي ايجاد خلاء مي‌كند.
- شهرﻯ است كه ويران مي‌شود، نه فرو نشستن بامي، باغي است كه تاراج مي‌شود، نه پرپر شدن گلي. چلچراغي است كه درهم مي‌شكند، نه فرو مردن شمعي، و سنگرﻯ است كه تسليم مي‌شود، نه از پا افتادن مبارزﻯ!
صمد چهرهء حيرت انگيز تعهد بود. – تعهدﻯ كه به حق مي‌بايد با مضاف غول و هيولا توصيف شود.

خسرو گلسرخي:
هروقت به كتاب فروشي مي‌آمد كارش اين بود كه مواظب خريد دانش‌آموزان باشد، او نمي‌گذاشت كه بچه‌ها كتابهاﻯ مبتذل عشقي بخرند. يادم نمي‌رود كه صمد روزي به كتاب فروشي آمده بود به جواني كه ميخواست كتاب جنايي بخرد، خيلي اصرار كرد كه منصرف شود، جوان نپذيرفت. صمد چون معلم بود ميدانست كه چطور حرف بزند. هرطورﻯ بود آدرس جوان را گرفت. جوان كتاب دلخواه را خريد و رفت. ولي صمد كتاب هايي كه مي‌خواست او بخواند خودش خريد و براﻯ همين جوان پست كرد.
همين جوان بارها به كتابفروشي آمد و سراغ صمد را گرفت، ولي صمد رفته بود.

م. آزاد :
بهرنگي از تجربه هايش مي‌نوشت و لحن تلخ و تند و گزنده نوشته هايش، از درد حكايت ها داشت. بهرنگي هرگز نمي‌خواست با انتقادهايش آدمي «شجاع» شناخته شود و از اين روشنفكرهاﻯ غرغرو نبود كه در «مطلق» ها غرقه اند.

محمود احيايي:
زندگي، مرگ و آثار صمد بهرنگي راه تازه‌اي را در برابر سير ادبيات كودك در ايران گشود. در واقع اين نويسنده نخستين فردي بود كه در ايران با نگرشي انقلابي به كار براﻯ كودكان پرداخت و تمام كوشش را بر سر اين كار گذاشت.

 رضا براهني:
به اين زودي صمد بهرنگي تبديل به اسطوره مليت ستمديدهء خود شده است. ... صمد، اين واقعيت‌گرا ترين قصه گوي زمانهء ما، بي ترديد، پر شورترين و حال ترين «افسانه محبت» روزگار ما نيز هست.

امير پرويز پويان:
اگر چه بي‌چيز مرد، براي دوستانش ميراثي به جاي نهاد كه در هرگام، نشانه راه است. دريافته هاﻯ صمد دست كم مقدمه‌اﻯ اساسي بود براي شناخت ديگر وادي ها در كوشش هر انسان شرافتمند به خاطر بنياد نهادن دنيايي قابل زيست.

نسيم خاكسار:
... وجود صمد باعث شد كه بين مردم و ادبيات يك آشتي به وجود آيد. ادبياتي كه مسير ديگرﻯ را انتخاب كرده بود، ادبياتي كه در قلب توده ها جا داشت، با آن ها سر كار مي‌رفت، با آن ها در خانه مي‌نشست و با آنها در خيابان قدم مي‌زد. و اين چنين است كه ياد و خاطرهء صمد هميشه زنده مي‌ماند.

محمود دولت آبادي:
با اينهمه آيا صمد مرده است؟ من چنين نمي‌پندارم، زيرا مي‌دانم كه مردم ما، پاره هاي شريف صمد و امثال او را در قلب خود و در رفتار و كردار خود زنده نگاه خواهند داشت.

بهروز دهقاني:
كوهي بود با بدن چو كاهي. در برخورد اول هيچ كس نمي‌فهميد كه در اين بدن لاغر چه قدرت و اراده عظيمي نهفته است. اين، براي كساني كه روحيات او را نمي‌شناختند واقعا گيج كننده بود. كساني كه دستخوش هر بادند و مثل آب خوردن وجدان خود را به اجاره ميدهند، از اينكه صمد به هيچ روي فريفته پول و مقام نمي‌شد، متحير مي‌شدند، جاي او كنار بخاري و پشت ميز در طبقه پنجم فلان اداره نبود. ميان مردم عادي كوچه و بازار، بچه ها، دهاتيها، خود را آسوده حس ميكرد، مثل ماهي توي آب.

علي اشرف درويشيان:
بهرنگي قبل از هرچيز به فكر نجات بچه‌ها، اين سازندگان دنياي آينده افتاد، تصميم گرفت آنها را طوري بسازد كه در دنياي پر مكر و فريب تبليغات بتوانند خود و همنوعانشان را نجات دهند، فريب سرو صداها و نوشته هاي وسائل گفت و شنود همگاني را نخورند.

صمد بهرنگي در ۱۷ شهريور ماه ۱٣۴۷ در حالي كه تنها ۲۹ سال از عمرش مي‌گذشت به طور مرموزي در رودخانهء ارس غرق شد. ياد او هميشه در تاريخ و در قلب هاي ما زنده است. او خورشيدي است كه با گل نميتوان اندود.

|+| نوشته شده توسط کیوان حسین زاده در یکشنبه 11 فروردین1387 ساعت 2:30 |